🛒 خرید با عیال ... 💸 قسمت 3 (پایانی)
▫️در ته دل به پسر فحش بدادم به زن و روسری و مُدّ و لباس و همه ی آنچه زنان دوست بدارند خرند و پول ما را به ته چاه برند.
▫️خانه رفتیم و زنم خُرّم و خندان بدوید و به سرش کرد همان روسری گُل گُلیِ گُل مگُلیِ که تلکه کرد به من آن پسرِ ناپسرِ چرب زبان.
▫️همسرم گفت ببینش چه لطیف است و حریر است قشنگ است. دکان یدلا پر بُنجل بُد و می داد یه تیکه پاره کهنه به جای روسری و موسری و غیره و ذالک.
▫️در دلم بود که این روسری اش عین همان بود که در نزد یدلا، دم کوچه ملا که به بازار نجباد بدیدم.
▫️اما به زنم گفتم عجب روسری محشر همسایه کشی. یک دور بزن تا که ببینم چه زنی، گل به سری، ماه رخی سرو قدی (زیر لبم: کله خری).
▫️زور می گفت از این پول زیادی که بدادم ز برای دل همسر، به این ناپسر وِل تومونِ شورت هویدا.
▫️فردا چو بشد روسری اش را قاهَمی بردم و رفتم که برم سوی دکان یدلا سر کوچه ملا.
▫️یک لحظه بدیدم که به دکّان حمیدی دو سبد هشته کناری و درش روسریان قاطی و درهم بزده 5 هزاری و یکی 7 هزاری!
یک لحظه بدیدم دُم یک روسری 7 هزاری به مانند همان 60 هزاری شبِ پیش.
▫️داخل شدم و دیدمش آن بود! همان بود! همان نقش و همان جنس و همان طرح! عجبببب! یک دانه خریدم.
▫️با خشم فراوان سوی پاساژ شدم. رفتم به مغازه، گفتم که پسر گفت بله. گفتم تو به من گفتی اگر قیمت کمتر تو از این دیدی بیارش وَ پسش ده. گفتش بله جانم. گفتم که ببین روسری-ای را که من آن را بخریدم بسی قیمت کمتر. گفتش که ببینم. من جای نشان دادن آن روسری 7 هزاری، خود آن روسری 60 تومانی بنهادم سر میزش.
▫️آن شاپسرِ کاسب کَلّاش نگاهی به آن کرد و پس از وارسی اش گفت برادر! این جنس پلی استر و جنسش ز فلان است و فلان است و فلان، خواهی ز همین جنس به تو می دهمش 5 تومان. آن جنس که دیشب به تو دادم به کجا، این به کجا؟
▫️گفتم داداجان! خر خودتی!
▫️این جنس همان جنس شب پیش بوَد. بستان و پولم را بده تا کرکره ات را نکشیدم.
▫️ القصه بماند که چه ها گفتم و کردم که مرا پول پَسَم داد!
▫️رفتم در دکان یدلا و بگفتم که زنم روسریت را نپسندید و پَسش می دهمش! 😂اصلا من از او چیزی در آن شب نخریدم!
▫️یک مکث بکرد و کَمَکی کَله بخارید و بگفت چشم!
▫️آن روسری 7 تومانی حمیدی به یدالله بدادم عوضش 20 هزار پول از او من بگرفتم.
▫️رفتم به حمیدی و دوباره بخریدم من از آن روسری گل مِگلی بهر دل همسر فرزانه خود.
▫️13 تومان این وسط عاید شدم و 60 تومانم پَسَم آمد.
▫️دیریست از آن قائله بگذشت و زنم روسریش را به سرش کرد و به این پز وَ به آن پُز، بداد و ندانست عوض کرده ام آن را.
🙏قربان شما باشم از این حسن توجه و ارادات شما بر کانال اوشناری ناب نجباد. @nejebbad
🙏در کانال عضو شوید، عضو بیارید و به ما یار شوید تا که بشعریم و ببافیم برای نجف آباد.
::ح::ر::نجف آبادی::
🐪جعده تو را می خواند... اوشناری👇
@nejebbad