#شعر
📢 تولید خودروی سمند با پلتفرم و اتاق جدید از ابتدای سال 97
🔹 وااای خودتی؟ سمند؟ 🔹
▫️این خودت هستی؟ سمندی؟ جان من!
▫️من تو را نشناختم؛ آینه خفن!
▫️این پلتفورمت مرا در شوک لِهاند
▫️از چراغت عقل در هوشم نماند!
▫️اینقدر تغییر آیا ممکن است؟
▫️شهریار آیا شبیه محسن است؟
▫️وااای داشبوردش ببین قلبم گرفت
▫️آفرین بر ایمنیِ سِفت و رِفت
▫️اینقدر با قلب من بازی نکن
▫️ای سمند عشق، تکتازی نکن
▫️پوز بنز و پورشه را خوش تاختی
▫️ای تو ایرانخودرو چیچی ساختی!
▫️کی تو میآیی به بازار فروش؟
▫️ای سمند خوش بر و رو و چموش
▫️چند میلیون میرود بر روی تو؟
▫️با چنین تغییر چشم و روی تو؟
▫️هر قدر افزون شود من میخرم
▫️چونکه در چشم جنابعالی خرم
▫️ای خدایا آرزو دارم دوچند
▫️یا بسوزم یا بمیرم در سمند
:ح::ر::نجف آبادی::
جعده تو را می خواند.....💢اوشناری💢👇👇👇
@nejebbad
🔹 فکری بد 🔹
▫️یه چیزاس کو نیمشه به هر کِسی گُف
▫️اگه گفتی میشه مِث سربالا تُف
▫️همشون باید بریزی تو دِلِد
▫️دو تو لَکّهم میزند به جیگرد
▫️آمو هی نذار کو درداد کُپه شد
▫️مثی یه کلوخ به قایده چِپه شد
▫️یه جایی برو آ دردد خالی کون
▫️انقزِه رو فکری چرت و پرت نمون
▫️آباجی! دادا! نکون فکرایی بد
▫️فکرو از کله بوکون هی رد و پد
▫️ای کسی یه چیزی گفت به دل نگیر
▫️میشی با ای دل گرفتن تو اِسیر
▫️یزه فکرا الِکی و بیخودِس
▫️بهترین داوا واسِد فکری خُبِس
▫️هرچی بد بودس به خوبی بیبینش
▫️اگه فکری بد اومِد محل نَدش
▫️محلی سگ نذاریش خودش میرِد
▫️روح و جونِد همِش آروم میگیرِد
▫️اگه روح و جوند آروم نباشد
▫️به پک و پهلو و قَلبِد میزند
▫️سرطان میشِد تو رودِد یا گولود
▫️آ چِلوسیدِی میشِد هی بَر و رود
▫️تا بودس دنیا همش همچی بودِس
▫️یخدهچی از صابا به خودِد بِرِس
▫️مغز و توت خشکه بوخور یادد نره
▫️هرکی فکری بد کونِد خیلی خره
::ح::ر::نجف آبادی::
بهدلیل لهجه داشتن شعر و احتمال نیافتن وزن شعر توسط خواننده، خوانش صوتی آن نیز ان شاءالله افزوده خواهد شد.
جعده تو را می خواند.....💢اوشناری💢👇👇👇
@nejebbad
خوانده شده در برنامه:
#رندانه از رادیو اصفهان...«لهجه»
مقابله لهجه #نجف_آبادی 😂 #اصفهانی
زمان پخش: جمعه ۱۸ اسفند 96 ساعت ۲۰
«سقوط ATR به هموطنان تسلیت»
@nejebbad
🔹 واشورگای ... کَلّهگای 🔹
(Vashorgay ... Kallegay)
(Вашоргай ... Каллэгай)
⏯ به چینه کو رسیدی اولش یه کلهگایِس بعد به یه واشورگای میرسی. از واشورگای برو تو.
🔲 این واژگان منحصر به نجفآباد است و در مناطق دیگر ندیدم که استفاده شود.
🔲 وقتی قسمتی از دیواری (چینه باغ مثلاً)، حداقل به عرض عبور یک نفر، خراب شود، دو حالت ممکن است اتفاق بیفتد:
1⃣ مقداری بین نیم تا یک متر از پایین دیوار باقی بماند. میتوان از آن با کمی سختی عبور کرد. به این قسمت از دیوار «کَلّهگا» یا «کَلّهگای» گویند.
2⃣ دیوار تا پایین فرو ریخته باشد و شکافی به اندازه عبور یک شخص در آن قسمت دیوار ایجاد شده باشد. در این حالت یک مسیر عبور کامل و راحت ایجاد شده که به آن «واشورگا» یا « واشورگای» گویند.
🔲 ریشهی «واشورگای»:
آنچه بهنظر بنده میرسد، دو ریشه برای آن میتواند محتمل باشد:
1⃣ واشُدگاه: واشُد+گاه
واشد: به معنای باز شدن یک راه برای عبور.
گاه: پسوند برای ساختن مکان، همانند کشتارگاه، دانشگاه ...
2⃣واشورگاه: واشور+گاه
واشور: به معنی باز شسته شدن دیوار در اثر باران.
گاه: پسوند مکانساز.
💡ریشهی اول محتملتر به نظر میرسد.
🔲 ریشهی «کلهگای»:
چون یک کَلّه مانند برای دیوار باقی مانده به آن «کَلّهگاه» میگویند که به «کلهگای» تغییر یافته.
📖 لغتنامه
در هیچ لغت نامهای یافت نشد.
::ح::ر::نجف آبادی::
جعده تو را می خواند.....💢اوشناری💢👇👇👇
@nejebbad
🔹 شورواشور (شور و واشور) 🔹
⏯ ای لباسا رو شورواشور بپوش.
🔲 این واژه منحصر به نجفآباد نیست و در مناطق دیگر هم استفاده میشود.
🔲 این واژه وقتی استفاده میشود که شخصی دو لباس دارد، یکی را میپوشد و دیگری را شسته و آماده نگه میدارد که وقتی لباس اولی کثیف شد دیگری را بپوشد.
🔲 این کلمه کاملاً فارسی بوده و از مصدر شستن است.
از دو قسمت «شور»+«واشور» تشکیل شده است.
▫️شور: یعنی «شوی» یا «بشوی»
▫️واشور: یعنی «واشوی»٬ «باز شوی»٬ «دوباره شوی»
📖 لغتنامه دهخدا
شورواشور: واشور. جامه ٔ نهاده برای تبدیل جامهای که در بر است. جامه ٔ اضافی برای تبدیل . گویند: دو جامه یا لباس ها شورواشور خریدم ، یعنی تا یکی را در بر کنم و دیگری را بنهم و نگهدارم برای تبدیل.
::ح::ر::نجف آبادی::
جعده تو را می خواند.....💢اوشناری💢👇👇👇
@nejebbad
◽️شوهرم وقت سحر غر میزند
◽️تا به شب هی مستمر غر میزند
◽️من درخت خشک در پندار او
◽️میزند بر من تبر غر میزند
◽️این چرا اینجاست؟ آن یکی کجاست؟
◽️آب را دادی هدر!، غر میزند
◽️روزها در خانه پهلوی من است
◽️بر من و دختر-پسر غر میزند
◽️وقت بیرون رفتن از خانه به او
◽️نان که میگویی بخر غر میزند
◽️در غذایش هی نمک میریزد او
◽️حرف گویم از ضرر غر میزند
◽️وقت روشن کردن تلویزیون
◽️میزند بخش خبر غر میزند
◽️من تحمل میکنم غرهای او
◽️گر که بر هر خشک و تر غر میزند
◽️مدتی بیکار و اعصابش خراب
◽️درد «بیکاری» پدر غر میزند
::ح::ر::نجفآبادی::
جعده تو را می خواند.....💢اوشناری💢👇👇👇
@nejebbad
🔹 یاد سِند 🔹
این دیوارهای بلوکی چقدر زمخت و مزخرفن. معدهم نفخ کرده، آب دماغم آویزونه. خوبه که حداقل آمیتا باهام هست وگرنه این شهر غریب منو دقمرگ میکرد.
سرسبزی کنار سند کجا و دود و دم و خشکی اینجا کجا. قسمت رو ببین، اسم نجفآباد تو خوابم به گوشم نخورده بود، حالا باید باقی عمرمو اینجا بمونم.
از زبونشون چیزی نمیفهمم ولی از چوم گفتنشون خیلی خوشم میاد. یه لغتیه که همهجا بهکار میاد مخصوصاً وقتی که خیلی دلمو غم میگیره با چوم گفتن آه میکشم.
آمیتا میگه، از هرجایی که بارون نمیاد بترس. من از روزی که از کنار سند اومدم هر روزم پر ترس و وحشت بوده. اینجا همش استرسه.
غذای اینجا اصلاً به معدهم سازگار نیست، ولی نمیدونم چرا اینقدر منو چاق کرده.
آب و هوای مزخرفی داره، ظهر داغت میشه و شب از سرما استخونات میترکه.
صاحب آمد، مهربان بود و آرام. دستی به پهلویم زد و زیر لب چیزی گفت. مرا از بقیه جدا کرد و بیرون برد. آمیتا با نگاهش آرام بدرقهام کرد.
صاحب مرا به جایی دیگر برد. سرد بود و سیاه.
وسط آنجا رهایم کرد. خواستم دنبالش بروم که سوزشی شدید زیر گردنم حس کردم. صدای شرشر آب میآمد، انگار لولهای ترکیده باشد. بدنم سست شد، پای راستم لخشید، چپ هم. روی دو دستم بودم، هر چه توان داشتم تمام شد، دستها هم سست شد. مانند کوهی روی خودم فرو ریختم. گردنم روی زمینِ خیس افتاد. خیسی را با چشمم دنبال کردم، قرمز بود، مثل خون.
یاد حرف آمیتا افتادم که نجفآبادیها عاشق شترند. ولی نمیدانست که عاشق گوشتش هستند نه خودش.
::ح::ر::نجفآبادی::
منتظر انتقادات و پیشنهادات شما هستیم (@hrnajafabadi)
جعده تو را می خواند.....💢اوشناری💢👇👇👇
@nejebbad
🔹 یاد آن شهر نجفآباد خوش 🔹
▫️یاد آن ایام پر آبی بخیر
▫️باغ سرسبز مَشَد مِیتی بخیر
▫️یاد باد آب کانال سرریز بود
▫️مصرف ما از آبِ کهریز بود
▫️آبْسوری، شیربچه هووِه میکشید
▫️آب آن بالای زانو میرسید
▫️کفتر و دمجنبونک، شانهبهسر
▫️صبحها در کوچهها آوای خر
▫️گلهها در کوچه در حال عبور
▫️پشکل بره پیاش بُد در وفور
▫️حج سکینه در نِسَرماش گاو بود
▫️شیر، تبدیل کره، تاپه به کود
▫️بچهها با تُرتُری سرگرم و خوش
▫️دود و دم نی بود و سالم بود شش
▫️اسبابازی و موتور شارژی نبود
▫️چوب در جای موتور خاکش چو دود
▫️در زمستانها زمین پر برف و یخ
▫️شادی و سرزندگی بی اخم و تخ
┏━━━━━┓
🔸 @nejebbad 🔸
┗ 〰〰〰〰 ┛
▫️زندگیها ناگهان تغییر کرد
▫️خانههامان را کمی دلگیر کرد
▫️خشک شد آب کانالها و قنات
▫️زندگی باغها شد چون ممات
▫️چون توکل رفت، هر کس بیمه شد
▫️باغها خشکید و چوبش هیمه شد
▫️دود و دم آمد هوای پاک رفت
▫️خاطرات خوب ما در خاک رفت
▫️اسم ننجون ناگهان مامی بشد
▫️دیدنیهامان تلگرامی بشد
▫️جمع فامیلی شده اکنون گروه
▫️مشکلات فامیلی گشته چو کوه
▫️بد پَک و پوزی شده end کلاس
▫️میزند هرکس غُر و یک عده ناس
▫️در کانال میشد یکی در قبل غرق
▫️کرده مفهوم کانال امروزه فرق
▫️مردمان غرقند در گوشی خود
▫️در کانالهای تلگرامی خود
▫️این نجفآباد دیگر نیست آن
▫️چون که دنیا نیست دیگر آن جهان
▫️ای خدایا کن عنایت سوی ما
▫️برکتی ده، خوب کن ته توی ما
▫️آب ده، بر ما هوایی پاک ده
▫️رونقی دیگر به آب و خاک ده
▫️کن نجفآباد مانند قدیم
▫️خستهام از شهر دود و سرب و سیم
┏━━━━━┓
🔸 @nejebbad 🔸
┗ 〰〰〰〰 ┛
::ح::ر::نجف آبادی::
جعده تو را می خواند.....💢اوشناری💢👇👇👇
@nejebbad
🔹 مجرد🔹
چمچمال بودم. دست کردم توی جیب اُوِرکُت. دو تا انجیل بگومی لای آشغالای ته جیب، جُستم. اعصابم خیلی گِلهم بود.
حسابش از دستم در رفته. فکر کنم نزدیک ۹۰ تا شده باشه. دیگه خسته شدم. من که ۳۴ سال مجرد موندم، اون نصف دیگهشم یهجوری سر میکنم. آقا، ننم واسه خواستگاری دیگه دنده به راه نمیدن. خب حقم دارن.
سرم وانگوانگ میکرد.
تلگرام رو باز کردم:
« آقا امین! ببخشید. من خودم خیلی دوست داشتم بیشتر با هم آشنا بشیم ولی پدرم میگه تو یه عمری درس خوندی دکترا بگیری که یه لیسانسه بیاد تو رو بگیره؟ هر چی هم باهاش حرف میزنم فایدهای نداره.
من میدونم لیسانس دانشگاهی که شما بودی به اندازهی دکترای خیلی دانشگاهها ارزش داره.
من تعریف شما رو از چند نفر شنیدم. بهخاطر همین با خواستگاری اومدنتون موافقت کردم.
البته خب! برا شروع زندگی مشترک یه خونه آبرومند لازمه.
زندگی کردن با یه کارمندم مشکلات خودشو داره.
کاش کارمند نبودی.
کاش حداقل فوق لیسانس داشتی.
پرایدت هم کاش یه پارس بود، از اون سفیدا که آینه بغلش چراغ داره.
من آدم متوقعی نیستم ولی بابام یه عمر کارمند بود، من نمیخوام دوباره یه تجربه زندگی کارمندی داشته باشم.
درسته منم ۳۰ سالم شده ولی افتادن تو دردسر زندگی هم سخته. خونهداری منو از درس خوندن دور میکنه بالاخره دکترا داشتن هم دردسرهای خودشو داره. رشته ما شاید اسمش ضایع باشه ولی خیلی سخته...»
دیگه حوصله خوندن بقیهشو نداشتم. از بچگی آدم مؤدبی بودم. کاش نبودم. آخه الان یه فحش آبدار میچسبید. اگه سیگاری بودم یه سیگارم روش.
تلگرامو بستم. رفتم تو اینستاگرام. اونجام پر بود از یک سری دختر آزار تیزار کرده که اونام مثل من مجرد بودن. مثل خیلی دخترا، مثل خیلی پسرا.
کاش دنیا یه طوری میشد همهی این مجردا به هم میرسیدن.
انجیل بگومی اول رو فوت کردم گذاشتم دهنم.
یه حسی بهم گفت دومیشو باید برا یه کسی نگه داری. کسی که قراره تو زندگی تو مشترک باشه.
گور بابای حس. انجیل دومم گذاشتم دهنم. اتفاقاً از اولی خوشمزه تر بود.
بهترین درمان دردها دندهپهنی و بیخیالیه، غم عالم کشک است.
::ح::ر::نجفآبادی::
منتظر انتقادات و پیشنهادات شما هستیم (@hrnajafabadi)
جعده تو را می خواند.....💢اوشناری💢👇👇👇
@nejebbad
🔹 مل 🔹
(mol, моль)
⏯ میخواس در بره، مُلِش رو گرفتم.
☑️ می خواست فرار کنه، گیرش انداختم.
⏯ باید مُلِ کارتو بگیری تا از دستت در نره.
☑️ باید بیخ کارت رو بگیری تا از دستت در نره.
🔲 «مُل» در لهجه نجفآبادی به معنی «گردن» است که در حالت استعاری به معنای «بیخ» نیز استفاده میشود.
🔲 در زبان لری «مِل» استفاده میشود و با توجه به اینکه ریشه لری از «پارسی باستان» است پس این لغت ریشهی فارسی اصیل دارد.
📖 فرهنگ فارسی معین
مل(مُ) (اِ.): 1 - گردن. 2 - کوهان گاو نر.
📖 فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمال زاده
مل: در تداول مردم یزد و شیراز، گردن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). در لهجه ٔ یزدی و شیرازی و لری به معنی گردن است.
📖 فرهنگ نظام:
مل کلفت: گردن کلفت.
::ح::ر::نجف آبادی::
جعده تو را می خواند.....💢اوشناری💢👇👇👇
@nejebbad
🔹 گل زایندهرودی 🔹
◽️گلی بدبوی از زایندهرودی
◽️رسید از دست یارویی به دستم
◽️بدو گفتم گلی یا آنکه گندی
◽️که از بویت دماغم را ببستم
◽️بگفتا من گلی خوشبوی بودم
◽️ته رودخانه محکم مینشستم
◽️ولیکن آب بالا را ببستند
◽️لجن گشتم کنون دست تو هستم
◽️حیات اصفهان با زندهرود است
◽️به اللهی که بنده میپرستم
◽️از این آلودگی بیحال و گیجم
◽️به تهران گفتهاند از باده مستم
◽️خدا داند که حال من خراب است
◽️کمی بیحس شده انگشت شستم
◽️کلوخی میشوم بی آب باشم
◽️اگر گویم دروغ از بیخ پستم
◽️کمک کن حال من بهبود یابد
◽️و شاید من از این احوال جَستم
◽️بگفتم ای گِلا، خاکا، کلوخا
◽️که من شرمندهی روی تو هستم
◽️بدو کردم تفی تا زنده باشد
◽️نیاید بیش از این کاری ز دستم
::ح::ر:: نجفآبادی::
خوانده شده در برنامه «#شعر_جوونی» #رادیو_اصفهان (۲۸ دیماه ۱۳۹۶)
جعده تو را می خواند.....💢اوشناری💢👇👇👇
@nejebbad
▫️از شمع جوانان وطن شعله دمیده
▫️در آتش و خون کشتی تبدار خمیده
▫️آغشتهترین دست به خون، نفت سیاه است
▫️قاتلتر از این مایع خونخوار که دیده
::ح::ر::نجفآبادی::
اوشناری
@nejebbad
◽️ملت ما بار دیگر شاد شد
◽️چون تلگرام آخرش آزاد شد
◽️باز شد بیدردسر اسباب فسق!
◽️منّتی بر مردم معتاد شد
◽️زد پیامی این یکی بر آن یکی
◽️بار دیگر صفحهها آباد شد
◽️عاشقان را شد مُیَسّر ارتباط
◽️صفحهی شیرین پر از فرهاد شد
◽️آب در جوها دوباره شد روان
◽️رو سیَه، سیآیاِی و موساد شد
◽️روحها اندر کانالها زنده شد
◽️شور و شوق اندر همه ابعاد شد
◽️کاسبیها رونقی دیگر گرفت
◽️شهر ارواح از دم عشقآباد شد
◽️بر تلگرام عبرتی شد مرگبار
◽️صاحبش با فیلترینگ ارشاد شد
◽️ای خدایا شکر، بی فیلترش.ک.ن
◽️ساین این (sign in) بیدردسر ایجاد شد
::ح::ر::نجفآبادی::
جعده تو را می خواند.....💢اوشناری💢👇👇👇
@nejebbad