....... ⚪ دُل و مُل (دُلُ مُل) ⚪ .......
با جستجویی در اینترنت تنها جایی که این عبارت ذکر شده در لهجه مازنی است.
☑ دِلِ مِل در لهجه و گویش مازنی:
▫نیم گرم – ولرم
▫نیم پخته
▫بینابین – حد وسط
در لهجه نجف آبادی در همان معنی مازنی استفاده می شود. معنی سوم آن حد زیادی از حالات را شامل می شود. مثلا:
1⃣ در مورد آب و هوا
هوا دُل و مُله:
▫نه خوبه، نه بده
▫نه بارونیه، نه آفتابی
▫نه تاریکه، نه روشن
2⃣ در مورد نجس و پاکی و حال عمومی
من دُل و مُلم:
▫نه نجسم نه پاکم
▫نه حالم خوشه نه بد
✔به ملاج نوازد که هنوز سفت نشده؛ می گویند دل و مل است.
🤔کلمه مناسبی که میتوان در وصف "دُل و مُل" گفت، "برزخ" است که حالت بینابینی بین دو چیز را نشان می دهد.
🧀 دِلِمِه (در لهجه #نجف_آبادی) و دَلَمِه (در زبان معیار) به حالت لخته ای مانند ( یا به اصطلاح امروزی ژله ای مانند) مایعاتی مانند شیر، پنیر، خون و ... گویند.
حالت دلمه نه مایع است نه جامد. به نظر شخصی من احتمال دارد "دُل و مُل" از همین ریشه باشد.
::ح::ر::نجف آبادی::
@nejebbad
..........▪️آ▫️آم▫️مَ▫️مُ▪️.............
1⃣🔈⏯"اومد جولو آ نَهَش مَ کارمو دُرُس بوکونم آم آخرش خلاصش کردم."⏹
✔️" جلو آمد و نگذاشت من کارم را درست بکنم اما در نهایت تمامش کردم."
▪️"آ" تغییر یافته حرف ربط "وَ" است. "وَ" در زبان فارسی هنگام قرار گرفتن بین کلمات به " ُ" تبدیل می شود، مثل: من و تو⬅منُ تو
▪️در لهجه اصفهانی "منا تو" می گویند اما در نجف آبادی همان "منُ تو" استفاده می شود. ولی "وَ" در حالت تنها در هر دو لهجه "آ" تلفظ می شود.
➿در روسی "آ" هم به معنی "اما" و هم "وَ" استفاده می شود.
2⃣🔈 ⏯منو برد آ اونو اُوُرد⏹
▪️"اما" در نجف آبادی "آم"، "آمُ" یا "آمو" استفاده می شود.
3⃣🔊⏯موتورُ بِد میدم آم(آمُ) حَواسِد باشِدُ⏹
▪️"مَ" کوتاه شده "من" است.
▪️"مُ" نیز کوتاه شده "ما" است.
4⃣🔊⏯ مَ بِد گفتم مُ ای یخ شُل وابِدِیم فایدی ندارد⏹
✔️"من به تو گفتم، ما اگر کمی شل بگیریم فایده ای ندارد"
چهار جمله نجف آبادی بصورت صوتی در کانال تلگرام قرار داده شده است.
::ح::ر::نجف آبادی::
T.me/nejebbad
مورچه زردی، مورچه سوواری، موردونه، مُردونه، دودنبی، آب چاوون، ملخ، گوگلونک، گگلونک، گوه گلونک، کرنه، شفته،
........🔘تیرتَخش🔘.........
👈"تیرتخش می ریُ میای. اومِدیُ!"
=" به سرعت تمام می روی و میایی. هر چه زودتر بیا!"
📚دهخدا (با تلخیص):
▪️"تیرتخش" یا "تیرِ تخش"، تیر هوائی و آتشبازی را گویند که معمولاً در شبهای عید و عروسی استفاده می شود.
▪️چون تخشیدن بمعنی بالا نشستن است تیر آتشبازی را بهمین سبب تخش نامند که در هوا بسیار بلند میرود.
▪️در شعر زیر صائب از تیرتخش استفاده شده:
🔹گر اشارت نیست با چین جبین هم قانعیم
🔹تیر تخشی زآن کمان ابروان ما را بس است
▫️تیرتخش وسائل آتش بازی قدیمی های نجف آباد و قبل پیدایش پدیده ای به نام #گووک، بوده است. البته به آن تیرتخشه هم می گویند.
▫️اصطلاح تیرتخش رفتن هم برای حرکت بسیار سریع استفاده می شود.
▫️این هم شعری نجبادی با کلمه تیرتخش:
🔹تیرتخشی جَلدی رفتم باغملی
🔹چرخ می روندم به سبک دَس وِلی
🔹ترمزم شد پاره و رفتم تو جوق
🔹از بالا تا پاین رختام شد گِلی
(ح.ر نجف آبادی)
::ح::ر::نجف آبادی::
T.me/nejebbad
"بُدو چپری دو تو نون بسون و بیا"
📚دهخدا:
☑️ چپری: منسوب به چپر. چاپاری 🏇. رفتاری سخت بشتاب . سریع و تند . فوری .
☑️ چپری آمدن ؛ زود آمدن . بوسیله ٔ چاپار آمدن .
☑️ چپری رفتن ؛ زود رفتن . سریع رفتن . توسط چاپار رفتن.
🖋"چپری" نیز از کلماتی است که در زبان نجف آبادی استفاده می شده است و اکنون کمرنگ تر شده است. این نیز یک لغت اصیل فارسی است که از چاپار گرفته شده است.
مورد استفاده آن هم موقعی است که کاری باید به شدت سرعت انجام شود.
تیرتَخش هم یکی از لغاتی است که در این مواقع به کار می رود. این لغت در آینده تشریح خواهد شد.
::ح::ر::نجف آبادی::
T.me/nejebbad
مگز، مگز خرکی، مگز خلای، غلاغ گر، قلاق گر، غلاغ زوغالی، غلاغ جارک، قلاق جارک، کلاغ جارک، زنبور عسلی، زنبور زردی، زنبور سرخی، زنبور گاوی
♨️ آش بَلگ ♨️
آش رشته بین قدیمی ها به نام "آش برگ" یا "آش بلگ" هم نامیده می شود. البته این نام مختص نجف آباد نیست و در جاهای دیگر، نیز استفاده می شود.
تصور من قبلاً بر این بود که منظور از برگ 🍃، سبزی های داخل آش می باشد تا اینکه در وبلاگی* که به معرفی لغات مشترک چهارمحال و بختیاری و اصفهانی پرداخته بود به جمله زیر برخورد کردم:
"درقدیم پهن کردن چانه توسط وردنه را برگ کردن خمیر می گفتند و برای درست کردن رشته خمیر، این نان پهن شد را به روی هم تا کرده و توسط یک کارد آنرا برش داده و به رشته های باریک تبدیل می کردند برای همین به آش رشته، آش بلگ (برگ) گفته اند."
به ناگاه خاطره قدیمی خدابیامرز خاله نبات، در ذهنم زنده شد که روی ایوان خانه گلی باصفایش مشغول رشته درست کردن به همین روش بود.
یادش بخیر
امیدوارم همیشه آش بلگتون رُ باشد.
------------------------------------------
* http://eshterakatezabanha.persianblog.ir/post/6/
در ابتدای پست این وبلاگ، پاراگراف زیر نوشته شده:
"در زمانهای گذشته در شهر اصفهان مردم محلی به گویشی سخن می گفته اند که ویژه این سرزمین بوده و دراثر گذر زمان واژههای این گویش فراموش شده و یا در میان مردم این سرزمین رنگ باخته و امروزه مردم بومی کمتر این واژگان را بکار می برند ولی اخیرا مشخص شده مردم چهارمحال وبختیاری بجز بختیاریها و قشقائی ها مهاجرینی می باشند که از استان اصفهان بخصوص از شهر #نجف آباد ، زرین شهر ،سده و گلپایگان به این منطقه کوچیده اند و در نتیجه توانسته اند زبان اصفهانی قدیم را دراین منطقه حفظ نمایند."
::ح::ر::نجف آبادی::
T.me/nejebbad
گاب،گولوگاب، گولو گاب، قورباغر، دم_بلاغه، هشی چی، حشی_چی
بلمجه، خوگ، غلاغ، قلاق، بُل، سن چسار، سن چسان، عروس_خدا، شاغال، گوسوند، گوسبند، موسوره
موش کتی، موش کوتی، میش کوتی، الا کلنگ، کله جنگ، درخت سمبونک، چوق سمبونک، مالمالی، کوکومه، کلگدن، اسم